چرا واژه هدایت

می خواستم اسم این وبلاگ را  چیزی تو مایه های مشاوره و مشورت و... بگذارم  چر که شغل و تحصیلاتم ایجاب میکند به این اسم علاقمند باشم  اما عبارت "هدایت" را رساتر، نغزتر و به اعتقاداتم نزدیک تر یافتم.

اصطلاح مشاوره به اندیشه های اومانیستی نزدیک تر است تا اعتقادات دینی. چرا که مشاور بیشتر از اینکه بخواهد مراجع را به راه درست و رفتار مطلوب، هدایت کند  او را درجریان اصول و قواعد رفتارهای منطبق با هنجار(گرایش عمومی جامعه) قرار داده و کمتر خود را متولی و متعهد به ایجاد تحول در مراجع می داند . اما یک هادی علاوه بر اینکه دایره هدایت را فراتر از مراجعان و  افراد ارجاعی دانسته و در قبال هر انسانی و تا حدی که امکان دارد(نه به صورت صوری) متعهد به مساعدت فکری  می داند ، نقشی در خور توجه نیز به "ارزشها" می دهد. متاسفانه اکنون  کلمه ارزش  مترادف غیر علمی  شده است اما  "خوب و بد" مفاهیم و  حقیقتی  به غایت ضروری هستند که اندیشمندان غربی با همین برچسب های غیر علمی و سوگیری و... نگذاشته اند نهاد خداجوی بشر امروزی  آنرا به صورت بایسته و شایسته بفهمد و بکار بندد  و جالب اینکه واژه غیر علمی را عموماَ در مورد ارزشهای الهی و دینی  و نه برای اندیشه های مطلقاَ ارزشی (غیرالهی) خود که هیچ ماهیت علمی نیز ندارد مورد استفاده قرار می دهند. جالب تر اینکه "اندیشه خوانهای" وطنی(نمیتوان آنها را اندیشمند دانست  چون مهمترین کارشان مطالعه و انتقال دست و پاشکسته  اندیشه های دیگران است) در استعمال واژه  ارزشی به شکل چندش آور و مترادف غیرعلمی   گوی سبقت را از غربی ها ربوده اند.

به هر حال به نظر اینجانب واژه هدایت را به علت محتوای مسئولانه و ارزشی اش با هدف وبلاگ حاضر که در صدد روشنگری در حوزه های گوناگون فکری(تا حدی که محدودیت های فردی و اجتماعی اجازه می دهد) است  مناسب  می دانم و البته  هادی شدن ادعایی بزرگ و بیشتر برازنده بزرگان و سالکان حقیقی است تا نوآموزی چو من. اما چه کنم که هم اسمم نقی است و هادی بودن را تداعی می کند و هم علاقمند به هدایت هستم  و هم اینکه قصد پرداختن به مقوله هدایت در آن عرصه بزرگی که گمان دارید و کار انبیاست را  ندارم.  همین قدر که دانسته ها و دغدغه هایم را با شما درمیان بگذارم  برایم رضایت بخش است و شاید بازخوردهایی که از شما می گیرم از عنصر هدایت بیشتری برخوردار باشد.