اميرمؤمنان(ع) درباره نشانه جاهل كه كم بهره از عقل و بصيرت است میفرمايد
نادان را يا تندرو يا كندرو میبينی
دانا کیست ؟
• امام حسین می فرماید: اگر همه گفتار دانا نیکو و بحق بود، از خود
پسندی در آستانه دیوانگی قرار می گرفت. همانا دانا کسی است که حق گویی او فراوان
باشد.
- بر
اساس حدیثی از حضرت علی (ع) نادان و احمق را
از سه راه می توان شناخت:
1. در سخنی که به او مربوط نیست،
2. در جواب دادن به سوالی که از او نپرسیده
اند
3. گستاخی و بی باکی او در کارها.
سید الشهدا ع:
از نشان های نادان ،جدال با بی فکران است.
سید الشهدا ع:
جدال با مردم تنگ اندیش ،نشانه نادانی است.
احادیثی از امام على عليه السلام در
مورد جهل
أَعظَمُ المَصائِبِ الجَهلُ؛ بزرگ
ترين مصيبت ها، نادانى است. كنزالعمال،
ج13، ص151، ح36472
لا يَزكو مَعَ الجَهلِ مَذهَبٌ؛ هيچ آيينى، با نادانى رُشد نمى كند. كنزالعمال،
ج13، ص151، ح36472
كَم مِن عَزيزٍ أَذَلَّهُ جَهلُهُ؛ چه بسيار
عزيزى كه، نادانى اش او را خوار ساخت. نهج
البلاغه، خطبه 184
اَلعَقلُ يَهدى وَيُنجى، وَالجَهلُ يُغوى وَيُردى؛
عقل
راهنمايى مى كند و نجات مى دهد و نادانى گمراه مى كند و نابود
مى گرداند. نهج البلاغه، خطبه 184
اَلجَهلُ أَصلُ كُلِّ شَرٍّ؛
نادانى
ريشه همه بديهاست. نهج
الفصاحه، ح 781
قَلبٌ لَيسَ فيهِ شَى ءٌ مِنَ الحِكمَةِ كَبَيتٍ خَرِبٍ فَتَعَلَّموا
وَعَلِّموا وَتَفَقَّهوا وَلا تَموتوا جُهّالاً فَإِنَّ اللّه لايَعذِرُ
عَلَى الجَهلِ؛
دلى
كه در آن حكمت نيست، مانند خانه ويران است، پس بياموزيد و تعليم دهيد، بفهميد و
نادان نميريد. براستى كه خداوند، بهانه اى را براى نادانى نمى پذيرد. نهج البلاغه، خطبه 91
إِنَّ اللّه لَم يَخُذ عَلَى الجُهّالِ عَهدا بِطَلَبِ العِلمِ
حَتّى أَخَذَ عَلَى العُلَماءِ عَهدا بِبَذلِ العِلمِ لِلجُّهالِ، لأَِنَّ العِلمَ
كانَ قَبلَ الجَهلِ؛
خداوند
از نادانان پيمان نگرفته كه دانش بياموزند، تا آنكه از عالمان پيمان گرفته كه به
نادانان بياموزند، زيرا دانش، پيش از نادانى بود. غررالحكم،
ج6، ص441، ح10926
اَلجَهلُ مُميتُ الحياءِ وَ مُخَلِّدُ
الشَّقاءِ؛
نـادانى، مايـه مرگ زندگان و دوام بدبختى است. غررالحكم، ح 1464
خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ
العِلمِ وَشَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ ؛
خير
دنيا و آخرت با دانش است و شرّ دنيا و آخرت با نادانى. كنزالعمال، ج13، ص151،
ح36472
إِنَّ الزَّرعَ يَنبُتُ فِى
السَّهلِ وَلايَنبُتُ فِى الصَّفا فَكَذلِكَ الحِكمَةُ تَعمُرُ فى قَلبِ
المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَكَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه
جَعَلَ التَّواضُعَ آلَةَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّكَبُّرَ مِن آلَةِ الجَهلِ؛
زراعت
در زمين هموار مى رويد، نه بر سنگ سخت و چنين است كه حكمت، در دل هاى متواضع جاى
مى گيرد نه در دل هاى متكبر. خداوند متعال، تواضع را وسيله عقل و تكبر را وسيله
جهل قرار داده است. تحف العقول، ص 396
اَلصِّدقُ عِزٌّ وَالجَهلُ ذُلٌّ؛
راستى عزّت است و نادانى ذلّت. تحف العقول، ص 356
لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً؛
همیشه جاهل یا
افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است النهایه، ج3، ص 435
لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ
کالمُشاوَرَه؛
هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ
پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود. تحف العقول، ص89
لا فقرَ اَشدُّ مِنَ الجَهلِ ، لا مالَ اَعودُ مِن العَقلِ؛
هیچ تهیدستی سخت
تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست
اصول کافی، ج1، ص30
اَلعِلمُ رَأسُ الخَيرِ كُلِّهِ، وَ الجَهلُ رَأسُ الشَّرِّ كُلِّهِ ؛
دانايى سرآمد همه
خوبىها و نادانى سرآمد همه بدىهاست بحارالأنوار،
ج77، ص 175، ح 9
اَلعِلمُ اَصلُ كُلِّ خَيرٍ، اَلجَهلُ اَصلُ كُلِّ شَرٍّ؛
دانايى، ريشه همه خوبىها و نادانى ريشه همه بدىهاست غررالحكم، ح 818 و 819