سبک های ارتباط بین فردی

  همه ما در زندگی روزمره به شیوه های مختلف با دیگران ارتباط برقرار می کنیم وبه تبادل افکار، احساسات و تمایلات خود می پردازیم، ارتباط در اشکال مختلف کلامی و غیر کلامی محور اصلی زندگی ما را تشکیل می دهد و از اهمیت بسیاری برخوردار است.  برخی از این ارتباطات  را می توان موفق و بسیاری دیگر را ناکارامد دانست . در این نوشته سعی شده است چهار سبک ارتباطی شناخته شده و ویژگی هرکدام را باشما درمیان بگذاریم تا خودتان ببینید از کدام سبک ارتباطی در کدام موقعیت ها بیشتر استفاده می کنید  و دوستانتان از کدام روش بهره می برند و درنهایت با سبک های ارتباطی معیوب چگونه بایستی برخورد کرد.

سبک ارتباطی پرخاشگرانه:

  افراد پرخاشگر همواره فکر میکنند حق با آنها است و این دیگران هستند که مسئله و مشکل درست میکنند. از واژه های مستبدانه ای مثل "باید" زیاد استفاده می کنند. خیلی زود خشمگین میشوند و معمولاً حتی در مواقعی که عصبانی هم نیستند به صورت هیجانی و بلند صحبت میکنند. یکی از عادتهای معمول افراد پرخاشگر ناتوانی در گوش دادن و در میان سخن دیگران حرف زدن است. هنگامی که با آنان مخالفت میشود به شدت برافروخته میگردند، اما هنگامی که با آنها موافقت میشود عصبانیتشان به سرعت فروکش میکند. پرخاشگران از برچسبهای تحقیر آمیز معمولا زیاد استفاده میکنند. نباید تصور کرد فرد پرخاشگر یعنی کسی که مدام در حال داد و بیداد است، بلکه خیلی از اوقات افراد پرخاشگر خشم خود را با برچسبهای تحقیر آمیز زدن به دیگران، و توهین و تمسخر نشان میدهند. چهره این اشخاص معمولاً عبوس است و یا اینکه بی قراری در آن مشهود است. زیرا این اشخاص معمولا عجول و بی حوصله اند. پرخاشگر و سلطه گر هر دو یک هدف دارند و آن مهار و هدایت دیگران در جهت اهداف خود است. منتها فرد پرخاشگر این عمل را آشکارا انجام می دهد، اما فرد سلطه گر به صورت پنهانی و با فریب هدف خود را دنبال میکند. این دو الگوی رفتاری عمدتا از نارسیسیزم (خودشیفتگی) ریشه میگیرند.

سبک ارتباطی سلطه جویانه:

این سبک ارتباطی تحت عناوینی چون بازیگرانه و پرخاشگری منفعلانه یا غیر مستقیم نیز نام برده میشود.   فرد سلطه گر، خود و دیگران را به عنوان شیء، و نه انسان، مورد بهره کشی قرار میدهد و سعی میکند آنها را در جهت منافع خود فریب داده و مهار کند. در عین حال، این میل به بهره کشی معمولا در پشت یک احترام افراطی و تصنعی پنهان میشود، و این تاکتیک سلطه گران برای کنترل دیگران است.

افراد سلطه گر معمولا به یک سبک از رفتار و ارتباط  خو میکنند و هر گونه رفتاری خارج از این چهارچوبها، فرد سلطه گر و یا به عبارتی مهارگر را بشدت مضطرب و نگران میکند. برهمین اساس است که افراد سلطه گر سعی در مهار و بهره کشی دیگران، و حتی خود، در جهت حفظ تصورات قالبی خود دارند. چنین اعمالی منجر به احساس ایمنی آنها می شود. به عنوان مثال، مادری که ارتباط نزدیک و حضور همیشگی کودک در کنارش نیازهای عاطفی خود را ارضا کرده وبه احساس ایمنی دست می یابد، تحمل بزرگ شدن و حرکت تدریجی فرزند خود به سمت استقلال را ندارد. در نتیجه با روشهای غیر مستقیم و پنهانی ای سعی میکنند از مستقل شدن کودک خود جلوگیری کند. پایبندی افراد سلطه گر به تصورات و اعمال کلیشه ای و درست و نادرستهای خود در جهت حفظ احساس ایمنی بقدری است که هیچگاه نمی توانند تفکر و عمل خارج از چهارچوبهای قالبی خود را در نظر بگیرند. همین امر به نوعی احساس محق بودن، نقد ناپذیری، و فریب و بهره کشی از دیگران در جهت تحقق افکار و تصورات قالبی منجر میشود، و بهره کشی و دید غیر انسانی نسبت به دیگران را برای آنها توجیه پذیر میسازد. چنین افرادی ممکن است با یادگیری الگوی ارتباطی بر اساس سلطه گری به موفقیتهای مالی دست یابند، اما غافلند که این امر منجر به تشدید احساس ناایمنی آنها و در نتیجه تشدید جهت گیری ابزاری و سلطه گرایانه میشود، چرا که سلطه گری تنها ابزاری است که برای مهار ناایمنی خود فرا گرفته اند.

 اریک فروم نیز در مفهوم سازیهای خود درباره "جهت گیریهای خوبی می گوید: جهت گیری استثماری منبع تمام خوبی ها را خارج از خود میداند و با زرنگی سعی میکند  آنها را به درون مرزهای خود منتقل کند. چنین افرادی محبت و عاطفه را نیز متاعی خارج از خود در نظر میگیرند که باید آنرا با زیرکی بدست آورند و یا از دیگران بربایند. خلاصه اینکه زندگی برای یک فرد سلطه گر دریای پرتلاطم و ناایمنی است که باید با نیرنگ به بقای خود در آن ادامه دهد و خود و انسانهای دیگر را در جهت اهداف قالبی به صورت پنهانی مهار و هدایت نماید.

سبک ارتباطی سلطه پذیرانه:

سبک ارتباطی منفعلانه یا عدم ابراز وجود نیز به آن گفته می شود. افراد سلطه پذیر دلمشغولی پرهیز از برخورد با دیگران را دارند، حتی اگر این کار به قیمت ضایع شدن حق آنها منتهی شود. آنها معمولا حق را به دیگران می دهند و برای خود ارزش و احترامی قائل نیستند. چنین افرادی در مقابل انتقاد بسیار مضطرب میشوند و معمولا برخلاف میل خود عمل میکنند. برای پیدا کردن علت مشکلات معمولا خودشان را سرزنش میکنند و گاهی این سرزنش به قدری شدید میشود که ماهیت خودآزاری پیدا میکند. هنگامی که تعارض پیدا میکنند گاهی با برانگیختن حس ترحم دیگران سعی میکنند از تعارض فرارکنند. وقتی کسی باعث ناراحتی آنها میشود، به جای صحبت و طرح مسئله با فرد مذکور مسئله را در دل خود نگه می دارند و تقلا میکنند آن را فراموش کنند. آنها ممکن است از عبارات  اخلاقی مثل "گذشت" و "تواضع" برای رفتارهای خود  بهره ببرند اما فراموش می کنند که چنین اعمال ایثار گرانه ای  نمی تواند از روی ترس انجام  گیرد.

 اگر فردی را دیدید که بشدت عصبانی و در حال پرخاش کردن است زود تصور نکنید که وی یک فرد پرخاشگر است. ممکن است چنین فردی یک آدم کاملا کم رو و سلطه پذیر باشد. افراد کم رو همیشه ناراحتیهای خود از دیگران را در دلشان نگه میدارند. از این روی گاهی در اثر ناراحتیهای مذکور منفجر میشوند و ممکن است بشدت پرخاشگر گردند. در واقع یک فرد کم رو یا سلطه پذیر، در کنار اینکه همیشه میترسد مبادا دیگران از دستش عصبانی شوند، از افشای ناراحتیها و هیجانهای شدید خود نیز وحشت دارد.پرخاشگری غیر مستقیم رفتار دیگری است که افراد سلطه پذیر و کم رو زیاد دیده می شود. ترس از ناراحت کردن دیگران (به دلیل میل شدید به دوست داشتنی جلوه کردن) و شدت ناراحتیهای حبس شده در سینه افراد کم رو و سلطه پذیر سبب میشود به جای بیان منطقی ناراحتی و یا ابراز مستقیم عصبانیت خود از دست دیگران، خشم خود را به صورت غیر مستقیم تخلیه کنند.

سبک ارتباطی قاطعانه یا ابراز وجود:

یک فرد قاطع  هم حق و حقوق خود و هم حق و حقوق دیگران را رعایت می کند. آنها برخلاف افراد سلطه پذیر که خود را متهم می کنند، و بر خلاف افراد پرخاشگر که همواره دیگران را متهم می کنند، در تبیین و پیدا کردن راه حل به جای متهم کردن دیگران به مسئله و چگونگی حل آن توجه می کنند. چنین سبکی از برخورد را مسئله مداری، در مقابل من مداری و تو مداری، می نامند.افراد قاطع نکات مثبت و منفی را هم در خود و هم در دیگران به صورتی منصفانه می بینند و در عین حال هم برای خود احترام قائلند و هم برای دیگران. برهمین اساس، در حل تعارضات هم قادرند دیدگاههای خود را به وضوح بیان کنند و هم احترام خود و دیگران را حفظ نمایند. بر همین اساس افراد قاطع در حل تعارضات بیشتر بر گفتگو تاکید می کنند و مایل به برقراری رابطه با دیگران هستند.کسی که هم برای خود ارزش و احترام قائل است و هم برای دیگران، توانایی یادگیری گفتگو کردن روشن، شنونده حرف دیگران بودن، منصف بودن، احترام برانگیز بودن، و صریح بودن را خواهد داشت.

 

 

 

 

برگرفته از کتاب سبکها ومهارتهای ارتباطی نوشته نیما قربانی