متصل نمودن زنجیره دولتها به هم

راستش را بخواهید  از همان زمان که درس علوم سیاسی را تلمذ می کردم و  سخنان اساتید شیفته دمکراسی را  در مدح  شیوه حکمرانی غرب می شنیدم  تردید داشتم    تعداد مردمی که  به کسی رای می دهند  بهترین گزینه برای  انتخاب بهترین  حکمران  از نوع صالح باشد.  شاید این روش برای پایان دادن به غائله هایی در مقاطعی  سودمند افتد و گره هایی با توسل به اکثریت گشوده شود اما واقعاً این نوع شمارش آرای  مردم شبیه شمارش گله های گوسفند است که البته آنها را هم وقتی پای خرید و فروش به میان می آید با وزنشان می سنجند. ولی  وزن آدمی   با چه سنجیده می شود؟ چه کسانی توان بردن بار امانت "حکم" بر دوش خود دارند؟

ما هم مثل دیگران از  اینها به بهانه اینکه محل مناقشه اند و ...  می گذریم و می پذیریم که در شرایط فعلی گریزی از دمکراسی نیست.  اما در همین دمکراسی بویژه از نوع  منحصر به فرد ایرانی اش  تغییر دولتها  انقطاع  شوک آوری در شریان حکمرانی ایجاد می کند و ضربات مهلکی شبیه سکته مغزی وارد جامعه می کند. دولتهای مختلف  با وجود اینکه  نماینده طیف غالب جامعه محسوب می شوند و تغییر در دولتها اگر چه با خواسته اکثریت مردم ایجاد می شود اما  طیف اقلیت که گاهاً تعدادشان  بسیار نزدیک به اکثریت (حاکم) است  بایستی سهمی در تصمیمات کلان کشور داشته باشند و اگر نگوئیم در  نحوه اداره کشور مشارکت موثر داشته باشند بلکه از تصمیمات درون سیستمی دولتها مطلع باشند. در انتقال قدرت از دولت قبلی به  دولت جدید  بویژه در مقاطعی که دولت جدید سیاست های کاملاً مغایر با کابینه قبلی دارد خلاء شگرفی در انتقال تجربیات و سیاست های کلان و حساس امنیتی  به چشم می خورد  که با هزینه گزافی (از جیب ملت) بدست مدیران قبلی آمده و لازم است استمرار داشته باشد.  اما عموماً  مشاهده می کنیم که دولتهای محترم  با شروع دوره شان  کارها را از صفر   یا پائینتر از صفر شروع کرده و تیشه به ریشه تصمیمات و سیاست های (حتی منطقی) دولت ماضی می زنند.  بین  این دو کابینه  عملاً ارتباطی برقرار نیست و در خوش بینانمه ترین حالت  اتصالی بخشنامه ای و کاغذی برقرار است  

 

برای کاستن از تبعات  شوم  انتقال قدرت به این شیوه (که در حد حمله قوم مغول مهلک است)  پیشنهاد می گردد  کابینه جدید با حضور  تعداد قلیلی از دولتمردان قبلی  تشکیل شود تا دولتها به صورت حلقه های زنجیر به هم متصل گردند(شکل دو) و نتوانند کاملاً مستقل و مخالف همدیگر کار کنند. بر اساس این طرح  دولت موظف باشد که  افراد محدودی  از اعضای هئیت دولت قبلی را (بسته به میزان آرایی که در انتخابات جدید کسب کرده اند) در دولت خود نگه دارد و از تجارب قبلی در تصمیم گیریهای جدید استفاده نماید. این افراد حتی می توانند فاقد منصب رسمی مثل وزارت و... باشند و صرفاً به عنوان حلقه واسطه دولتها  با شرح وظایف مدونی که مجلس می تواند وضع نماید ، گذشته و حال را به هم گره بزنند. با این روش علاوه بر اینکه اقلیت  به نوعی  احساس مشارکت خفیف می کند و تجربه های ذیقمت به دولت جدید انتقال می یابد  جریان سیاسی مخلف دولت با شیوه شفافی در جریان تصمیمات حساس دولت  قرار گرفته و بستر نقد و پخته تر اداره کردن جامعه فراهم می شود.

در شکل ذیل می توان تفاوت دونوع ارتباط را نشان داد