جدا کردن دانشجویان پسر و دختر
واقعا چه ضرورتی برای اختلاط وجود دارد
این روزها فضا را به قدری ملتهب کرده اند که آدم می ترسد از عقاید شرعی و منطقی مثل جدا کردن دانشگاه دخترها و پسرها حمایت کند چرا که عبارت "متحجر" اولین و شاید کمترین پاسخی است که دریافت خواهی کرد. یکی از دوستان به محض شنیدن نظر موافق من با این طرح برآشفت و مرا از بالا به پائین و بالعکس چند بار اسکن نمود و سکوت فحش گونه ای نکرد که یعنی بله شما هم از عقاید این دولت ... حمایت می کنی .
کاری ندارم این طرح را چه کسی داده است و هدف از اینهمه سروصدای مشکوک برای اجرایی کردنش (شاید هم برای صدور دستور لغوش) چیست. اما نیک می دانم و از نزدیک می بینم که دانشگاه مختلط در جامعه ما نه با مبانی اعتقادی نظام و مردم می خواند نه با منطق حاکم بر دیگر عرصه های زندگی نظیر آموزش و پرورش و خانواده و ...
اگر قرار است دانشگاه ما مختلط باشد اینکار به قول حجت الاسلام والمسلمین قرائتی نباید بعد از محرومیت های اعمال شده در سنین نوجوانی و کودکی و درست در سنی که آتش شهوت در حال سوختن جان جوان است انجام گیرد.
یکی از رفقا مهمترین دلیلی که در رد دیدگاه تفکیک جنسیتی دانشگاهها به بنده گفت این بود که جوان بدبخت ، فقط در دانشگاه می تواند دست و پا شکسته با جنس مخالف رابطه برقرار کند و یک نفر را برای ادامه زندگی انتخاب کند که شماها نمی گذارید!! با شنیدن این منطق یاد اولین واکنش او افتادم که با قاطعیت تمام مرا متهم نمود به اینکه شما فقط از دریچه جنسیت به مسائل نگاه می کنید و با دیدن دو جوان دانشجو کنار هم فوراً یاد سکس می افتید و اینکه آنها حتماً به مسائل اونجوری فکر می کنند. این دوجمله اش را کنار هم گذاشتم و فهمیدم چقدر دیدگاهمان نزدیک است. گفتم وجداناً شما و جوانها با دیدن خانم دانشجو با آن وضعیت و آن آرایش حالا نگوییم در نگاه اول اما بعد از معاشرت چند ساعته یاد چیز دیگری هم می فتید؟ یا اون خانم محترمی که کلاس درس را با تالار عروسی اشتباهی می گیرد مگر برای درس خود را آراسته و می آید؟ شاید هم هدفشان فقط درس خواندن است خب عدم حضور جنس مخالف چه ضربه مهلکی به این هدف وارد می کند؟ مگر سطح علمی دانشگاه دخترانه الزهرا از دانشگاه مختلط پایین تر است؟ اگر عدالت در این زمینه برقرار گردد چه کسی می تواند منکر فایده مندی طرح تفکیک جنسیتی گردد.
قبول دارم که در دهه های اخیر تغییر شیوه همسر گزینی و کم شدن نقش خانواده ها در این مقوله باعث ایجاد مسیرهای غلط همسریابی شده و دانشگاه متاسفانه یا خوشبختانه به عنوان یک نهاد فعال در یافتن زوج و تشکیل زندگی گردیده است اما آیا رسالت دانشگاه این است؟ نمی خواهم به میزان موفقیت ازدواج های دانشجویی بپردازم که طبق معمول در این حوزه هم آمار تحقیقی و قابل اعتمادی در دست نیست. اگر قرار است ازدواج جوانان را حل کنیم نباید علم و عفاف را فدا کرده و به هدفمان هم نرسیم.
اما اگر مثل برخی دولتمردان فکر کنیم که با این کار سخت افزاری و حداقلی دانشگاه ها را اسلامی خواهیم کرد کور خوانده ایم دانشگاه ما با جدا کردن ساختمان دختران و پسران اسلامی نخواهد شد همچنانکه اتوبوس های ما اسلامی نشد اگر چه جلوی بسیاری از منکرات گرفته می شود و حدود الهی زیر پا کمتر گذاشته می شود اما آدمی که در ان دانشگاه می نشیند غذای فکری که می خورد والدین (اساتید)ی که غذای حلال(وطنی و اسلامی) سر سفره عقل دانشجو می گذارند همگی باید پاک باشد تا بتوان گفت در حال اسلامی کردن دانشگاهیم .
بزرگواران گرامی چرا خودمان را گول می زنیم وقتی بزرگان دین ما زن را دور از مرد و بی ارتباط با آن پسندیده اند و توصیه کرده اند حالا برای خوش آمد تمدنی که خیلی از ابعادش با دین ما نمی خواند و ناکارامدی اش روزبروز بیشتر معلوم می گردد چرا باید از اصول و فروع دینی خود دست برداریم.
فروع را دست کم نگیرید که از ترکیب انها ستون و سقف خیمه دین پا برجا می ماند
اسمم نقي است و دلمشغوليم هدايت است هدايت خود و گاهي ديگران. به هنر (سينما،خطاطی و طراحی) روانشناسي و سیاست و دین علاقمندم