چرا هدایت
ايشان را اگر بتوانم دوست بدانم به علت خرده اي است كه بر من گرفته و طبعاً (به احتمال قوي ناخواسته)مرا رشد داده است.
در معرفي خود تصريح كرده ام كه دلمشغوليم هدايت خود است و گاهي!!!! ديگران. لذا از اين واژه مي توان فهميد كه قصد كاسبي و فضل فروشي و ... ندارم
آن دوست! مراتبي براي سالك بر شمرده اند و مرا مفتخر به ادعاي آن كرده اند كه عرفاي بزرگ ما چنين نتوانسته اند بزيند. ما را چه به خير خواهي دشمن و غائب و ... من اگر به هدايت خود بپردازم و آنرا با خود واگويه كنم كار شاقي كرده ام.
اين دوست ! به حق گفته اند كه دلمشغولي انسان بايد خدا باشد. شايد من هم آرزويم همين است ولي...
در اولين مطلبي كه در وبلاگم گذاشتم علت انتخاب اين نام را بر شمرده و نوشته ام: به هر حال به نظر اینجانب واژه هدایت را به علت محتوای مسئولانه و ارزشی اش با هدف وبلاگ حاضر که در صدد روشنگری در حوزه های گوناگون فکری(تا حدی که محدودیت های فردی و اجتماعی اجازه می دهد) است مناسب می دانم و البته هادی شدن ادعایی بزرگ و بیشتر برازنده بزرگان و سالکان حقیقی است تا نوآموزی چو من. اما چه کنم که هم اسمم نقی است و هادی بودن را تداعی می کند و هم علاقمند به هدایت هستم و هم اینکه قصد پرداختن به مقوله هدایت در آن عرصه بزرگی که گمان دارید و کار انبیاست را ندارم. همین قدر که دانسته ها و دغدغه هایم را با شما درمیان بگذارم برایم رضایت بخش است و شاید بازخوردهایی که از شما می گیرم از عنصر هدایت بیشتری برخوردار باشد.
... و اين بازخوردي كه "يك دوست" داده اند از عنصر هدايت بخش بيشتري برخوردار است
اسمم نقي است و دلمشغوليم هدايت است هدايت خود و گاهي ديگران. به هنر (سينما،خطاطی و طراحی) روانشناسي و سیاست و دین علاقمندم