این متن را مدت زیادی است که نوشته بودم و در جیب کتم جا مانده بود. می شود گفت دوماه گذشته را با اینترنت قطع رابطه کرده بودم جز ضروریات سری نمی زدم و جالبه که ضرر هم نکرده ام.

اهانت به ساحت پیام آورمهر و ادب و کسی که "کلمه" را به گوش کرها نیز  رسانید، هر آدم منصفی را داغدار می کند. این مناسبت بهانه ای برای تجدید خاطراتم شد که در سالهای اول دانشجویی(حدودای 1374)  آشنایی مکاشفه آمیزی با دوست داشتنی ترین موجود جهان به من دست داد.  با مثنوی معنوی بود که عمق لطافت روحی و وسعت مهربانی دین خواهانه پیامبر عزیزمان را لمس کردم. البته مدتی قبل تر در سال سوم دبیرستان یکی دوبارنهج البلاغه را مرور کرده و از زبان مولا علی (ع) عظمت این مرد بزرگ را شنیده و شیفته اش شده بودم. اما در مثنوی مولوی ابعاد کمتر شنیده ام را یافتم و حیرتم افزون شد. مدتی بعد در کتابهای دکتر سروش (آنموقع دست به دست می گشت و پر رونق بود) با زوایایی از خصایص پیامبر رحمت و درایت آشنا شدم . یادش به خیر کلی برای کتاب های دکتر سروش حاشیه نقادانه نوشته بودم تا همه را در یک جا جمع کرده و نقد مبسوطی به صورت کتاب تهیه کنم و... که آیت الله جوادی آملی زحمت ما را کم کرد! و کتابی راوانه بازار نمود.  از کتب سیره پیامبر هم هر جا چیزی می دیدم  می خواندم و بیشتر دلبسته  حبیب خدا می شدم. آنموقع ها  با برخی از دوستان می نشستیم و سر اینکه به کدام یک از معصومین و اولیای الهی بیشتر دلبسته ایم  ساعت ها صحبت می کردیم. یکی می گفت ضمن آشنایی با جایگاه خاص رسول خدا، من به امام زمان(عج)  بیشتر احساس ارادات می کنم  دیگری از حضرت زهرا(س) می گفت و بسیاری هم حب علی(ع) را در دل داشتند. اما من بی درنگ می گفتم که سنگینی نام و یاد احمد(ص) را با کس دیگر نمی توانم مقایسه کنم. آنقدر ملک دلم در تصرف حرمت اوست که یادش اشک در چشمانم می دواند.

وقتی قضیه این فیلم موهن را شنیدم خوشحال بودم که از آن محبت حداقل ذره ای در دلم مانده است که محزون شده ام. مدام به اطرافیانم می نگریستم به مردم کوچه و بازار که به یک اظهار نظر خشک و خالی بسنده می کردند و یا آنرا هم دریغ می داشتند. این مساله را با ابراز احساسات پرشور مسلمانان دیگر کشورها مقایسه می کنم و تاسفم بیشتر می شود. این کم توجهی به ساحت قدسی پیامبر عزیز اسلام در بین ما  شیعیان  متاسفانه بارها  دیده شده و کسی از مسئولان فرهنگی به آن توجه نکرده است.   حتی در صدا و سیمای ملی اگر دقت کنید  میلاد پیامبر(ص) را با موسیقی کردی(اهل تسنن) عجین کرده اند گویا  قبول کرده اند که آنها صاحب این مناسبت اند. کاش علمای ما واکنش های تندتر و عملی تری نسبت به این قضیه نشان می دادند و خشم برخی از آنها حداق به اندازه ای می شد که قرار بود سیمای حضرت عباس(ع) در سریال مختار به نمایش درآید و ...

بارها با خودم  می گویم ، با استهزاء کنندگان پیامبر عزیز خدا چه باید کرد؟ من مثل حضرتش نمی توانم برای او طلب هدایت و آرزوی غفران کنم. این خاکروبه ای نیست که فقط بر سر مبارک او ریخته باشند قلب تک تک محبانش را با دشته دشنام دریده اند و این آتشی است که البته دامن خودشان را گرفتار خواهم کرد. اهل فتوا دادن نیستم و برخلاف تصور تساهل و تسامحی که دوستان و آشنایانم از بنده دارند بارها آرزو کرده ام  کسی پیدا می شد آن  کشیش قران سوز را خاکستر می کرد تا باب  این جسارت ها بسته می شد اما شاید کار درست را مسلمانان آن کشور اروپایی کردند که به همین مناسبت قران هایی با ترجمه انگلیسی در بین مردم کشورشان توزیع کردند.