علیرغم قهری که از سیاست کرده ام ، لحظه به لحظه خبرهای ژنو را پیگیری می کردم تا اینکه به قول کروبی وقتی خواب بودم توافق کرده بودند! در باب این توافق حرف های ذلم را می خواهم با شما در میان بذارم

1-     من برعکس دولتمردانمان  و علیرغم ارادتی که  به تیم روحانی دارم(چون برخلاف قبلیها فکرشان بیشتر از فکشان کار می کند) خیلی از  توافق ژنو خوشحال نشدم . ظاهراً چیزهای زیادی داده ایم و چیزهای اندکی گرفته ایم. نگرانم نسلهای بعدی ملامتمان کنند.

2-     از آنجائیکه  در مورد  درصدهای غنی سازی  سررشته زیادی ندارم  لذا نمیتوانم بگویم 5درصد به بالاتری که تسلیم غرب کرده ایم  واقعاً ما را به  ساخت سلاح هسته ای  نزدیک می کند   یا فایده اصلی اش در امور غیر نظامی است . اگر بیشترین کاربرد 20درصد در موارد نظامی است که مقام رهبری هم تحریمش کرده بودند پس جای نگرانی زیادی نیست.

3-     معامله و یا حتی گفت و گو  با غرب بر سر اینکه  از حق طبیعی غنی سازی در کشورمان برخوردار باشیم فی نفسه نشانه پایین بودن جایگاه  کشورمان در جهان است. ما چرا باید از غرب اجازه بگیریم که  کاری که حقمان است را انجام بدهیم؟  پاسخش  البته در میزان  اقتدار کشورمان نهفته است. همون اقتداری که خیلی بهش افتخار می کردیم و نداشته ایم.  راستی ها در این مورد راست میگن که آمریکا را نباید کدخدا بنامیم اما اگر ننامیم کدخدا نمی شود؟ راستی چرا خودشان هم پای میز مذاکره می نشستند و ...

4-      برای وصول به  غنی سازی هسته ای در دوران آقای احمدی نژاد بهای بسیار بسیار سنگینی پرداختیم . تحریم های کمرشکن که ما را برای فروش نفت  تا حد  دزدان دریایی و برای گرفتن پولمان تا حد متکدیان حرفه ای و بعضاً کیف قاپی و ... تنزل داد اما  ظریف و دوستانش از چیزی که به این بها بدست آمده بود کالایی برای مبادله ساختند. کالایی که می توانستند  گران تر از این هم بفروشند.

5-     از خوشحالی قابل توجه  دولت  از این معامله مشخص می شود که وضع خیلی خراب بوده که نمی تونستن بگن . چند میلیارد دلاری که گیرمان آمد خیلی جای خوشحالی ندارد. کار کشور ببین به کجا رسیده که  خوشحالیم  از اینکه مقداری از پول نفتی که از ما می خرند را به ما خواهند داد و  بقیه اش را در حساب های مسدود شده مان! در خارج واریز خواهند کرد.با خواندن  جملات مذکور در توافقنامه  برای لحظه ای  احساس  حقارت  کردم که ایرانی ام. مگر این کشور آدم عاقل نداشت که به این جگردار نژاد تذکر بدهد که کشور را به سمت پرتگاه نبر. اقتدارمان فقط در هسته ای نیست. این همه به حیثیت کشور ... نکن

6-      دست دادن ظریف و جان کری که برای من  خیلی آموزنده بود. این یعنی یک شروع که خوب و بد بودنش دست کس دیگری نیست جز دو طرف. این طرف که روحانی هست و تیم کارکشته اش  با خیل عظیم عصبانی ها  از دست کفر و ظلم  (انگار امثال روسیه،  هم دین و هم کفو آمریکا نیست) آن طرف  امریکا هست و اشتهارش به قدرت داشتن و اقتدار طلبی بیشترش. در اینکه آمریکا سرکرده سپاه ظلم است شکی نیست اما کسانی که ما بدلیل دوری از آمریکا به دامانشان خزیده ایم  دست کمی از او ندارند. من  معتقدم در این لحظات تاریخی که اذوقه مردم را نمی توانیم تامین کنیم و  با هر خبر  تحریمی ضربان قلب ملتمان کم و زیاد می شود و هر تصمیم در اروپا و آمریکا بر مقدار کالری دریافتی فرزندانمان تاثیر می گذارد چاره ای جز فروخوردن و نگهداشتن  خشم خود نداریم. اول قوی و بزرگ بشویم  و بعد شعارهای آرمانی  بدهیم. شاید بزرگ که شدیم این همه به شعار دادن نیاز نداشته باشیم. جذبه ایران اسلامی  بتواند قلب دیگران را تسخیر کند